علاقه اى كه از سر بيمارى و تهى بودن شكل گرفته بود

از سر نياز و كمبود،بيمارى و گرفتارى.....

آدمى كه  خالى بود و پُر كنى تا سرازير بشه و هرگز نفهمه....

عشقى كه مثل يه ترشح غدد يا هورمون بوجود بياد و بره...

چقدر كوچك و پوچ .....

سهم من از ٦ سال زندگى همين نوع  از "انسان" بود