:)

سکوت کردم به آن نگاه دوستانه‌ات، شاید که قسمت ، کمی خجالت کشید!

میترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم.

هنــــــــــــووز میپرستمت هنووز ماهِ من توویی 

هنــــــــــــووز مومنم ببین تنها گناهِ من توویی

:)

Yarab nazare to bar nagardad


                                                                                                   

یه وقتــــایی اونقدر که ما توی کارای خدا دنبال حکمت می گردیم؛

خود خدا قصد و غرضی تو کاراش نداشتــــه! 


زنی‌ عاشقت شد

زنی‌ از سرزمینِ عجایب

تو را عجیب ساده

عجیب صادقانه دوست داشت

زنی‌ که در نبودن تو سخت گریست

تو باید مرد خوشبختی‌ بوده باشی‌

ما همه با زندگی معامله می کنیم......!

با خودمان هم معامله میکنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم ....!

اگر نبخشی ،نمی بخشم....

خیانت کنی ،خیانت میکنم.....!

بدی کنی ، بدی میکنم .....!

......دروغ بگویی ،دروغ می گویم.....!

و همیشه کوچک می مانیم!!

بدون تجربه ی زندگی بالاتر وآرمانی تر...!

این را بدانیم که با خوب،خوب بودن هنر نیست!!


:|

ازش پرسیدم چند سالته مادر ؟

خندیدو گفت : آخراشه دیگه...

پر می کشم و وای به حال پرنده ای......:)

Khoshhalam emsnab...engar baad az modatha ye nafase rahat keshidam..khoda joon shokret

حالا دیگر

یک خط در میان گریه می‌کنم،

حالا دیگر

شانه‌هایم صبورتر شده‌اند

و با هر تلنگری که گریه می‌زند

بی‌جهت نمی‌لرزند!

انگار دیگر هیچ اتفاقِ عاشقانه‌ای

از چشم‌هایم نمی‌افتد

و پاییزِ من

اتفاق زردی‌ست

که می‌تواند

ناگهان در آغوشِ هر فصلی بیفتد!

حالا تو هی به من بگو

بهار می‌آید...


N :)

دستم را بگیر! دیگر از گم شدن می ترسم!!


این سیگاری که می کشم...

همان فریاد هایی است که نمی توانم بزنم...

همان حرف هایی که یارای گفتن به کسی ندارم...

همان دلتنگی هایی که روز به روز پیرم میکند...

همان خاطراتیست که نه تکرار می شوند و نه فراموش...

همان تنهایی هایی که کسی پُرش نمی کند

...

هــــمــــان درد هــــایی کــــه درمـــــان نــــــدارند

عمری ست لبخندهای لاغرِ خود را 

در دل ذخیره میکنم

باشد برای روزِ مبادا

اما در صفحه های تقویم

روزی به نامِ روزِ مبادا نیست

آن روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثلِ همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند

شاید امروز نیز 

روزِ مبادا باشد...

بعضی وقتها انقدر دلتنگه کسی میشی

که اگه بفهمه ،

خودش از نبودن خودش خجالت میکشه ...


:)

دلم گرم خداوندیست که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه میریزد

چه بخشنده خدای عاشقی دارم که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم

دلم گرم است ، میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم برایت من ، خدا را آرزو دارم

بگذار کسی نداند که چگونه من بجایِ نوازش شدن ، بوسیده شدن ، گزیده شده ام !

برایِ من این ساعت‌ها جورِ خاصی‌ میگذرند

نمی‌دانی

هیچکس نمی‌داند

پشت نبودن‌های تو زمان چه بی‌رحمانه نبضش میزند

تیک

تیک

نیست

هیچ چیز آنقدر تکانم نمیدهد

که حالی‌‌ام شود

تو هرگز نبوده ای

حتی اگر هزار بار تکرار کنم

نبود

نبود

نبود

باز یک نفر در درونم لج می‌کند

و دلش می‌خواهد که تو بوده باشی‌

می‌فهمی؟؟

یک نفر دلش می‌‌خواهد که تو بوده باشی‌

که تو باشی‌

حتی نوشتنش هم غمگین ترم می‌کند ... تو ... دیگر ... نیستی‌

Bahar..tabestoon...paeez....zemestoon

Ye hafteye dige ham gozasht...kash zooodtar in mahe mehr tamoom beshe...az khode bachegi velam nemikard ba ghose avordanesh...man nemidonam chera paeez enghadr beman negahe chap mikone...baba man fahmidam ke, to zardiiii...to sardi....to khoshko por dardi.....ama in vasat esraret chie ke manam beshinam mesle to zendegi konam in 3 maho...?hum?...bade inhame ghoseo dard akharesh ye zemestoonam biad beshine rooo delemon ke monjamed beshimo...che karie akhe...man tanavoe in zendegio nakham bayad chikar konam?..man bahare bade zemestono ba in sheklo shamayelo in ghanoona nakham bayad chikar konam?...aslan chera hata fasla ham doost daran taghire rang bedano har mah ye edeio motehayere in tafavota bokonan?...hala age hamishe bahar boood chi mishod?yani vaghean lazeme ke har 3 mah ye rangi berizim roo sooratemono delemon ?...man khasteam az in rangaranag boodana...khastam az do rooia...khastam az in bazia.....man hazeram ta abad ye rang bemoonam ama manie tanavo ro tajrobe nakonam.....

بـزرگتـرین مـوفقیـت زنـدگیـم این بـوده کـه بـا چشمـهـــاے خــودم میـبینـم چجـــورے فــرامــوش میـشــــم

بر آنچه گذشت... آنچه شکست... آنچه ريخت.... 

حسرت نخور زندگي اگر زيبا بود با گريه شروع نمي شد


و زمانی همسر انتخاب کن ،

که ارزش همسرت بیش از تنهاییت باشه

یعنـــے می شود روزی برسد که بیایــے مرا در آغوش بگیری,

بخواهم گله کنم .... بگویے هیس ,همه کابوس ها تمام شد

:)

زندگی خالی نیست

مهربانی هست سیب هست ایمان هست

آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه

دورها آوایی است که مرا می خواند

***شاید آن روز که سهراب نوشت :

تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینجور نوشت ، هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی اجباریست

به همان سادگی

که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را . . .

ترک می گوید

...

دل،

دیگر

در جای خود نیست

به همین سادگی

Hey tanhaie

Bi sedaie

Az tekrar tarsidam

Zakhmo darda

Tars az farda

Be poochi residam

Ba to faramoosham mishe

Vaseye hamishe

Dastaye sardam

Bato faramosham mishe

Vaseye hamishe tarakaye ghalbam

Mano bebar az viroooni

Az abraye barooni

To harfaye nagoftamo midooni

Az in kooche bato miram

Chon toie masiram

Mesle khorshid sobhe omid

Too dastat joon migiram

Ba to faramosham mishe 

Vaseye hamishe dastaye sardam


:)

ای دریغ از پایِ بی پاپوشِ من

دردِ بسیار و لبِ خاموشِ من !


برگشتنت

همان قدر محال است

که خیال می کردم

رفتنت را............


Rafti ama engar too ghalbam khoshket kardam

To ba mani

Harja beram

Mehre to bande jooname

Eshghet nemire az saram

Too poosto ostokhooname...

آرامشم را باور نکن

طوفان از ما گذشته است

و ما آن قدر ویرانیم

که از ناباوری به آرامش رسیده ایم

سکوت علامت نارضایتی بود

که سال‌ها به اشتباه تعبیر شد