راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

شعری بخوان که با او رطل گران توان زد

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

گفتى بيا

گفتم كجا؟

گفتى ميان جان ما

غم زمانه خورم

يا فراق يار كشم

به طاقتى كه ندارم كدام بار كشم