زمانى كه دروغهايت را باور نكنند...شاعر مى شوى....واى از ساده دلها.......
من شاعرانی را میشناسم که از عشق مینویسند
و نمیدانند عاشقانی که از آغوش پر خالی اند
در پنهانیترین بغض شان حرفها دارند
حرفهایی که میتوانند شهری را
نه دنیا را با همه قلبهایی که میزند
به لرزه در آورند
قلم و دفترت را جمع کن شاعر
این روز ها
هر جایِ تنهایی را که خواستی رایگان به نامت میزنند
اگر توانستی از ماندنیها بنویس
"از با هم بودن ها"
ما به روزگاری رسیده ایم که
از حلوا حلوا گفتن هم ، دهانمان شیرین میشود
+ نوشته شده در ساعت توسط
|