نگاه کن.. آنطرف را می گویم

کسی شبیه تو خودش را از چشم من تحویل نمی گیرد

کسی شبیه من..اشک هایش را قبل گریه فروخته است..

درست آن روبرو.. نگاه کن.. ببین

کسی شبیه من در دست ویرایش مانده و

کسی شبیه تو، درست زیر بار چاپ... / / / رفته است.. 

شعری شبیه تو، زخم زبان / زد می شود در کتاب ها

شاعری شبیه من بدنامی تو را به شعر می خرد هنوز..

نگاه کن.. ببین

کسی شبیه تو فردا را به فال نیک / می گیرد خودش را از

کسی شبیه من / در خودش کلنجار می رود که آغوشش

در سر کسی / دیگر هوای شعر نیاندازد..

کسی شبیه من در خویش غرق می شود

تا دیگر سر از ســـــــــاحل هیچ آغوشی در نیاورد..