به عشق ایمان دارم...به زندگی‌

به لذتِ بی‌ نهایتِ خوابِ صبح‌هایِ بهار

به سرخیِ یک انارِ ترکیده در دست‌هایِ کودکی..یا به صدای آوازِ دورِ یک باغبان

به طبیعت..به انگیزه ی یک برگ به آویختن..به تقدیرِ سبزِ یک درخت

به پیوستگیِ فصل ها..به تردیدِ دشت به باران..و به اعتقادِ راسخ قطره به دریا

من مثلِ یک کبوتر به آسمان و پرواز و به آفتاب ایمان دارم

به جریانِ آرام یک رودِ در آرزویِ تلاطم...و تلاطم یک روز...و به روز ایمان دارم

و افسوس..صدافسوس...به حالِ آن کسی‌ ، که مثلِ یک شکارچى

به تفنگ

و به مرگ

و به افتادن

و به شب

و به تاریکی‌ اعتقاد دارد