چه عاشقی ها که نکردیم

چه بوسیدن های بی دغدغه ست که نتوانستیم

چه خنده های از ته دل که نداشتیم

چه کنارِ هم قدم زدن هاست که نرفتیم

چه دریاها که ندیدیم

چه جنگل ها که ندویدیم

چه شعرها که نخواندیم

چه باده ها که ننوشیدیم

.........

نمی دانم ؟!

نوبتِ ما هم می رسد ؟

می ترسم !

آن هنگام ، چه آب ها باشد

که بر مزارمان ، ریخته نشده باشد !