دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید

كه دروغی تو، دروغ

كه فریبی تو ، فریب

قاصدك هان، ولی ... آخر ... ای وای

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام، آی! كجا رفتی؟ آی

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاكستر گرمی، جایی ؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردك شرری هست هنوز؟

قاصدك

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلــــــــــم می گریند